تو که رفتی
تمام داروهایش را خورد
هرچه که دم دستش آمد
یک جا بلعید
بی انکه بداند چه می خورد و
چه بلایی ممکن است سرش بیاید
تو که رفتی
تمام داروهایش را خورد
بعد چشمانش را بست
گذاشت مرگ آرام آرام در قلبش
جایی برای خود باز کند
گفته بود اگر بروی
او هم برای همیشه
با زندگی خداحافظی میکند
گفته بود
دز عشق بدنت که افت می کند
همه چیز برایت بی معنی می شود
لجت می گیرد
ترجیح می دهی تمام شوی
وقتی بودن هایت دیگر به چشم نیاید
آذر فراهانی