دلم صبح تابستون میخواد

دلم صبح تابستون میخواد
روی تراس خونه بابابزرگم
بیدار شدن توی هوای سرد صبحگاهی، ولی زیر یه لحاف گرم و سنگین
‌‌
بابابزرگم سر صبح باغچه‌ها رو آب داده و بوی باغچه خیس و گل محمدی‌هایی که مادربزرگم چیده و توی سبد ریخته فضا رو پر کرده

سفره صبحونه پهن شده و چای تازه‌دم
و رادیوی همیشه روشن بابابزرگ و صدای دلنشین عباس شیرخدا که یک روز پرتکاپوی دیگه رو وعده میداد

دلم لحظه لحظه شادی‌های بی‌بهانه کودکی رو میخواد، در عصری که نه پدربزرگ هست، نه مادربزرگ نه اون تراس و نه حتی اون خونه

دلهاتون پر از شادی‌های بی‌بهانه

اثر و متن علی میری

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *